گنج

شمارهٔ ۵۹

۶ بیت
خرم آن دم که چو دولت ز درم باز آییخوشم آن وقت که چون جان به برم باز آیی
گر چه مردم همه خورشید پرستم دانندسجده آرم بر رویت اگرم باز آیی
جان شیرین منی تا بشدی بی‌جانمآخر ای جان چه شود گر به برم باز آیی
آمدی وز همگان گوی شرم بربودمکوس شاهی بزنم گر دگرم باز آیی
گر بدانی که ز دیر آمدنت حالم چیستجز حالم (؟) نکنی زودترم باز آیی
گر نخواهی که بود دیده ناصر گریانلطف فرمایی و خندان ز درم باز آیی