شمارهٔ ۵۷
ای عاشقی که جویی از دل نشان معنیبگذر ز راه صورت دریاب جان معنی
هر دل کز ابر هستی یکبارگی برون شدخورشید انور آمد از آسمان معنی
گر بر کنی ز راهت خار خیال کثرتگلها چنی از اسرار از گلستان معنی
از علقه علایق جانت چو شد مجردشاه دل تو گردد کشورستان معنی
از ظلمت طبیعت عقلت چو شد مصفازنده کند به دانش طبعت روان معنی
قبلی که گشت خالص از رنگ نفس چون جاننور حقیقت آرد هر دم ز کان معنی
گر از غبار هستی عینت شود مقدسدر عین خود ببیند عینت عیان معنی
آن کاو بیان معنی بست از بیان صورتگویا کند به وحدت عشقش زبان معنی
از سر وصل هر کاو آگاه شد ضمیرشدر ملک عشق گردد سلطان نشان معنی
وصلش کسی که یابد سلطان وقت گرددهم در جهان صورت هم در جهان معنی
بر رخش عشق ناصر تا بست زین همتدر دست عقل دارد دائم عنان معنی