گنج

شمارهٔ ۳۶

۶ بیت
وه که چه فتنه می‌کند نرگس نیم مست توآه اگرش مدد دهد زلف درازدست تو
راحت روح بی‌دلان قوت روان عاشقانتعبیه کرد آسمان در لب نیست هست تو
لعل تو جام بشکند قدر مدام بشکندرونق شام بشکند زلف پر از شکست تو
غمخور و غمکشم کند سینه پر آتشم کندزار و مشوم کند شیوه چشم مست تو
طوطی جان عاشقان از قفس وجودشانخیز کند به هر زمان زآرزوی نشست تو
ناصر خسته دل ز غم در طلب تو ای صنمجامه صبر دم به دم چاک کند به دست تو