شمارهٔ ۱۹
آشکار ست، عشق، پنهان نیستهمچو ما در جهان رسوا نیست
آه ازین سوز بیقراریهادرد دارم و لیک درمان نیست
کاشکی زین خیال باز رهملیک آن هم عنان بدستم نیست
بردلم همچو لاله داغ بماندچون کنم نظر تو مجالم نیست
یار هرگز ز تو نتابد روزانکه او را بجز تو دیگر نیست