گنج

در مرگ پروانه (خواننده)

۲۰ بیت
پروانه ای موجود ظریفپروانه ای مخلوق شریف
ای صاحب پرهای لطیف
چون شد که از دشمن تو پروا نکنیجز جانب آتش تو پروا نکنی
رسم فداکاری خوش آموخته‌ایخود را برای دیگران سوخته‌ای
جز عاشقی چیزی نیاموخته‌ای
باید دلا تقلید پروانه کنیجان را فدای روی جانانه کنی
مُردی توای پروانه و مُرد هنر موسیقی و حسن و کمالات دگر
ای‌ شمع خائن‌، شو ز غم‌ زیر و زبرپروانه را کشتی و حاشا نکنی
ای شمع بی‌پروای دنیپروانه را کشتی علنی
یارب که امشب را تو فردا نکنییارب که امشب را، که امشب را تو فرد‌ا نکنی
ای روح پروانه تو در بهشت برینیادی از ما نکنی
* * *
آن خوشنوا مرغ سحریرنجیده از خوی بشری
شد، تا به فردوس برین ناله کندگلبانک آزادی در آن صفحه‌، در آن صفحه زند
چشم قضا زد ره به شیرین سخنشقفل خموشی زد اجل بر دهنش
کنج قفس را کرد بیت‌الحزنشغافل که این بلبل قفس می‌شکند
پروانه ای مرغ سحرمز مردنت خون شد جگرم
دیگر به موسیقی تو غوغا نکنیشوری و شهنازی‌، و شهنازی تو برپا نکنی
ای روح پروانهچرا عزیز من
یادی تو از ما نکنی