گنج

شب قدر

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۳۲ بیت
ای شب قدر و ای خزانهٔ اجرو سلام علیک حتی‌الفجر
رخ خوبت بناکنندهٔ وصلسر زلفت فناکنندهٔ هجر
دل پاکت زلال چشمهٔ فیضدم صبحت کلید مخزن اجر
نور بخشی و رنج کاهی توبهتر ار صدهزار ماهی تو
شدم از فرقتت بتاب‌، ای شبازمن خسته رخ متاب ای شب
مطلع دیده‌ام ز دیدن توشده پرنور آفتاب ای شب
وصلت‌ای‌شب‌به‌من‌شده‌است‌حلالگشته برمن حرام خواب ای شب
عجبا للمحب کیف ینامکل نوم علی المحب حرام
داشتم در دل ای شب طنازآرزوی تو در شبان دراز
هجرت امشب کشیده پرده به رویوصلت‌امشب گشاده چهره به ناز
فخرت‌این بس به‌روزهاکه شدیشب میلاد سبط شاه حجاز
پادشاه صفا و سیر و سلوکبوالحسن مالک‌الرقاب ملوک
آن که بدرالبدور ایقان استوان که شمس‌الشموس‌ عرفانست
در شریعت قبول حضرت اوهست فرعی که اصل ایمانست
فرش ایوانش عرش‌تقدیس استخاک درگاهش آب حیوانست
زآب حیوانش حی شود لاشیو من الماء کل شیئی حی
هستی او اساس تجرید استروش او اصول توحید است
حکمت‌شرع و دین به‌فکرت اوستفکرت دیگران به تقلید است
گنجه‌ای بطون قرآن راپنج انگشت او مقالید است
کنت کنزا که کردگار سرودقصدش این گنج پاک عرفان بود
من که در بندگیش دلشادماز غم هست و نیست آزادم
نیستم مبرم و حسود و لئیمواسع‌الصدر و مشفق و رادم
گر ز کید زمانه در رنجمنیست غم کز ولای او شادم
کوه پیش من است همسر کاهبا ولای رضا ولی‌الله
هرچه گویند خلق دامن چاکمن که دارم تو را؛ ندارم باک
من و دوری ز درگهت هرگز!!من‌ و هجران ز حضرتت حاشاک‌!!
در رهت خاک‌ اگر شوم غم نیستهرکه از خاک زاد گردد خاک
من تو را منقبت کنم شب و روزخاصه دراینچنین شبی فیروز
تاکه افلاک را بقا بینماین مهین جشن را بپا بینیم
چون در استم پی ثنای امامپای خود بر سر سها بینم
میهمانان و میزبانان رابرکنار از غم و بلا بینم
شادمان بنگرم دل احباببه علی و آله الانجاب