تا کی و تا چند؟
ای وطنخواهانسرگشته وحیرانتاچند؟بدگمان و دو دل و سر به گریبان تا چند
کشور دارا، نادار و پریشان تا چند؟گنج کیخسرو در چنگ رضاخان تا چند
ملک افریدون پامال ستوران تا چند؟
......
......
ای عجب دانا، بازیچهٔ نادان تا چند؟
......
......
بهر نانی دل یک طائفه بریان تا چند؟
یارب این کینه و این ظلم دمادم تاکیدل ایرانی، آماجگه غم تا کی
پشت احرار به پیش سفها خم تاکیظلم ضحاکان، در مملکت جم تا کی
سلطهٔ دیوان در ملکسلیمان تا چند؟
تا به کی شحنه و یارانش نمایند ستمچند ملت را دوشند، بمانند غنم
آن یک ازپرخوری و فربهی آورده ورموآن دگر از غلیان خون، گردیده دژم
مابقی لاغر، همچون نی غلیان تا چند؟
......
......
تیغ بهرام درین زاویه پنهان تا چند؟
محتسب راهزن و شحنه کمند انداز استجیش، غارتگر و سرخیل سپه جانباز است
ره به هر بدگهری، بدکهران را باز استلوحشالله که به هر حسن وطن ممتاز است
زین سپس ناشدنش روضهٔ رضوان تا چند؟
حفظ ناموس به هرجا شرف نظمیه استشرف و ناموس اینجا، هدف نظمیه است
صف آدم کشی وننگ، صف نظمیه استاختیار شه و کشور به کف نظمیه است
نشده ری کف خاکستر از ایشان تا چند؟
باید از ملت، مردی بدر آید چاکیابد از دور فلک، طالع و هوش و ادراک
انقلاب است که آرد گهری چونین پاکتا صدف گیرد چونین گهری را ز افلاک
دیر باریدن آن ژالهٔ نیسان تا چند؟