گنج

بخش ۹ - تمثیل

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۱۹ بیت
گشت مردی شریک پرخواریکرد تقسیم توشه را باری
گفت یک چیز ازین دوگانه بخواهخربزه یا که هندوانه بخواه
گفت من هر دوانه می‌خواهمخربزه‌، هندوانه می‌خواهم
برد مشروطه داغ و چوب و فلکجای آن ساخت حبس نمره یک
شحنهٔ شهر هر دو وانه گرفتخربزه داشت هندوانه گرفت
کرد من‌باب دبه و لنجهحبس تاریک جفت اشکنجه
دست‌بند و شکنجه‌های دگرتاز‌بانه ز جملگی بدتر
گاهگاهی هم از پی تحقیقآب جوشیده می‌شود تزریق
آن شنیدم که «‌هایم‌» بدبخت مبتلا شد بدین شکنجهٔ سخت
تا گروهی ز عارف و عامییار خود سازد، اینت بدنامی
و آن یهودی ز تهمت دگرانبست لب با چنین عذاب گران
وان که او را شکنجه می‌فرمودمسلمی بود شوم‌تر ز جهود
بود تشنه‌، به خون ایرانیشحنه با دعوی مسلمانی
بود «‌هایم‌» بدان دلآگاهیبهتر از صدهزار «‌درگاهی‌»
کاو به‌ ناحق نبرد نام کسیوین به خلق افترا ببست بسی
برد از آغاز آن جهول ظلومدست در خون عشقی مظلوم
بعد از آن تا زند مؤسس رازد به تیر بلا‌ «‌مدرس‌» را
شحنهٔ شهر چون که شد فتاکدگران را ز قتل و فتک چه باک
دارم افسانه‌ای ز «‌درگاهی‌»شاهکاریست بشنو ار خواهی