بخش ۸۳ - در صفت زن خوب
زنشناسم به روی همچو نگارمالک ملک و درهم و دینار
مشربی باز و فکرتی روشنبی عقیدت به گلخن و گلشن
شوهری زشت و ابله و بدخوبا زنان بلایه همزانو
اینچنین زن اگر رود به حریفیاگزیند یکی رفیق ظریف
هست کمتر به فتوی بندهدر بر عقل و عرف شرمنده
پای مذهب نیاید ار به میاننتوان کرد سر منع بیان
هست بهرش گشاده راه ورودمنع مفقود و مقتضی موجود
با چنین حال پارساکیش استپاسدار شرافت خویش است
ترک عهد وفا نکرده هنوزدست از پا خطا نکرده هنوز
اینت اعجوبه و دلیر زنیقهرمانی بزرگ و شیرزنی
افتخار رجال و فخر نساستاو نه زن، سرو بوستان وفاست
راستی کفش پای این سرهزنبه از آن مرد ابله کودن
که به چونین زنی وفا نکندخاک پایش به دیده جا نکند