گنج

بخش ۸۲ - گفتار دهم در صفت زن گوید

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۲۳ بیت
چادر و روی‌بند خوب نبودزن چنان مستمند خوب نبود
جهل اسباب عافیت نشودزن روبسته‌تربیت نشود
کار زن برتر است از این اسبابهست‌یکسان‌حجاب‌ و رفع حجاب
ای که اصلاح کار زن خواهیبی‌سبب عمر خوبشتن کاهی
زن از اول چنین که بینی بودهیچ تدبیر، چاره‌اش ننمود
گر قوانین ما همین باشدابدالدهر زن چنین باشد
زن به قید حواس خمس دراستزن نمودار سادهٔ بشر است
زن کتاب طبیعت ساده استزن ز دستور حکمت آزاده است
زن اگر جاهلست اگر داناستخودپسند است‌و خویشتن‌آراست
کار او با جمال و زیباییستهنر و پیشه‌اش خودآراییست
گر نخواهی که بستن بنمایدبه سرتوکه بیش بنماید
باید آزاد سازیش ز قفستا فرود آید از هوا و هوس
تو مپندار خوی منکر زنرود ازبیم دوزخ از سر زن
زن به مردان دلیر باشد و چیربر خدا نیز هست چیر و دلیر
لابه وآه و اشگ و زاری اوهست هرجا سلاح کاری او
کار با این سلاح برندهمی کند با خدا و با بنده
زن خدا را ز جنس نر دانددر دلش لابه را اثر داند
زن که با شوی خودوفا نکنداز خدا نیز هم حیا نکند
علم‌های خیالی و نقلیدوست دارد، نه فکری و عقلی
زن دانا اگر بود مغرورشاید ار باشد از خیانت دور
دگر آن زن که آزموده بودداستان‌ها بسی شنوده بود
سوم‌آن‌زن که‌هست‌شوهردوستشوهرش نیز دل‌سپردهٔ اوست
چون‌ازین‌بگذری‌به‌دست‌قضاستیند و اندرز و قیل‌و قال‌، هباست