گنج

شمارهٔ ۱۱۵ - ضلال مبین

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: الخویش۷ بیت
دیدم به بصره دخترکی اعجمی نسبروشن نموده شهر به نور جمال خویش
می‌خواند درس قرآن در پیش شیخ شهروز شیخ دل ربوده به غنج و دلال خویش
می‌داد شیخ‌، درس ضلال مبین بدوو آهنگ ضاد رفته به اوج کمال خویش
دختر نداشت طاقت گفتار حرف ضادبا آن دهان کوچک غنچه مثال خویش
می‌داد شیخ را به «‌دلال مبین‌» جوابوان شیخ می‌نمود مکرر مقال خویش
گفتم به شیخ راه ضلال این‌قدر مپویکاین شوخ منصرف نشود از خیال خویش
بهتر همان بود که بمانید هر دواناو در دلال خویش و تو اندر ضلال خویش