شمارهٔ ۱۱۶ - میرزا طاهر تنکابنی
ای دربغا میرزا طاهر که بودفضل و تقوی را جناب او مناص
مدرسش دایم به درس و بحث گرممجلسش یکسر به اهل فضل غاص
بود ثابت مدت پنجاه سالمنت استادیش بر عام و خاص
توشه گیر از خلق نیکویش، عوامخوشه چین از خرمن فضلش، خواص
بود در عرفان و حکمت مقتداداشت در معقول و منقول اختصاص
آن چنان لولو نیارد هر صدفآن چنان گوهر ندارد هر مغاص
سالها در بوتهٔ تبعید و حبسماند تا شد زر عرفانش خلاص
دید از خصم ستمگر قصدهالیک نگذشتش به دل قصد تقاص
لاجرم زان پیشتر کاید اجلراند بر خصمش فلک حکم قصاص
ناله در سویش چه حاصل زان که دهرگوش خویش آکنده دارد از رصاص
از پی تاریخ فوت او «بهار»زد رقم: «طاهر شد از زندان خلاص»