شمارهٔ ۳۸
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: نافتد۶ بیت
گر نیمشبی مست در آغوش من افتدچندان به لبش بوسه زنم کز سخن افتد
صد بار به پیش قدمش جان بسپارمیکبار مگر گوشه چشمش به من افتد
ای بر سر سودای تو سرها شده بر باددور از تو چنانم که سری بیبدن افتد
آوازه کوچک دهنت ورد زبانهاستپیدا شود آن راز که در هر دهن افتد
طوفان حدیث من اگر بگذرد از هنددر زیر لحد ریگ به کفش حسن افتد
شیرین نفتد هرکه زند تیشه که این رمزشوری است که تنها به سرکوهکن افتد