گنج

شمارهٔ ۴۰ - پاکستان

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ستانکجاست۹ بیت
شد سیه‌مست بلا هشیار، تاکستان کجاست‌؟پاکباز خفته شد بیدار، پاکستان کجاست‌؟
هند و ایران دیولاخ فتنه و آشوب گشترام چند دیوکش کو؟ رستم دستان کجاست‌؟
اهل مشرق پیر و برنا یار و همدست همندهمّت‌ یاران‌ چه ‌شد؟ ‌اقدام ‌همدستان کجاست‌؟
باغ و بستان فضایل بود روزی آسیاعندلیبان را چه شد؟‌ آن باغ و آن بستان کجاست‌؟
بزم گردآلود ما محو سکوت قرن‌هاستجوش مطرب‌،‌ نوش ساقی‌،‌ نعرهٔ مستان کجاست‌
بی‌تمیز، آن‌ خائف‌ از انصاف‌ دینداران‌ چه شد؟پردست‌،‌ آن فارغ از جور زبردستان کجاست‌؟
جان بدادی تا که بستانی حقوق خویش راای گران‌جان تن‌آسان‌! آن بده‌بستان کجاست‌؟
ما ز پستان فضیلت شیر تقوا خورده‌ایمشیرخواریم‌ ای‌ دریغ‌ آن ‌شیر و آن ‌پستان کجاست‌؟
پیشدستی‌های مشرق را فراوان دیده غرباندلس کو؟ روم‌ و یونان کو؟ فرنگستان کجاست‌؟