شمارهٔ ۲۰۴ - شه نادان
زین شَهِ نادان، امیدِ مُلکرانی داشتنهست چون از دزد، چشمِ پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوهخوریهیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بیفر سیروس و برز داریوشفر دارایی و برز خسروانی داشتن
هست امید خیر ازین گندمنمای جوفروشچون به نالایق زمین، گندمفشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعیزاده، قانونپروریکی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگزاده عاقبت گرگ است و بیشک از خریستگوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تنپرور به تخت اندر بدان ماند درستماده گاوی زین و برگ از زر کانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی که باید شهریاربر عدو هر سال قهر قهرمانی داشتن
پادشاهی را که بر روی زمین شمشیر نیستبینصیب است از نصیب آسمانی داشتن
شاه آن باشد که با شمشیر گیرد ملک راپادشاهی نیست ملک رایگانی داشتن
ملک چون بیزحمت آید بگذرد بیدردسرتاج بیزحمت چه باشد؟ سرگرانی داشتن