شمارهٔ ۱۷۴ - مطایبه و انتقاد
یاد روزی کز برای دخل میدان ساختیماز دغل سرمایه و از تزویر دکان ساختیم
گاه با شه، گاه با دستور، گه با این و آنساختیم و ملک را میدان جولان ساختیم
چون که خر بازار بود آن عهد، در پالان شاهکرده پیزرها و بهر خویش پالان ساختیم
با اتابک ساختیم و تاختیم از هر طرفخانمان خلق را تاراج و تالان ساختیم
گه ز بهر دانهپاشی شام دادیم و ناهارگه پی حاکمتراشی سنگ و سوهان ساختیم
هرکجا بد تاجری با مایه و با اعتبارهوهو افکندیم و او را لات و عریان ساختیم
تاجران را ورشکستیم و پی املاکشانتیز از هر جانبی چنگال و دندان ساختیم
از برای خود مهیا رشتهٔ املاک چندبا بهای اندک و فکر فراوان ساختیم
چون عموم خلق را کردیم خر، بیدردسرخود عمومی شرکتی در ملک عنوان ساختیم
آنیک از ترس آنیک از جهل آن دگرها از طمعپولها دادند و ما طالار و ایوان ساختیم
پس ز صاحبثروتان روس بگرفتیم پولراهی اندر آستارا پر ز نقصان ساختیم
چون که شد اعضای شرکت را بنای بازدیدما به روسان اصل شرکت را گروگان ساختیم
چون ز غیرت روس راکردیم داخل در عمومدر پناه او ز غم خود را تن آسان ساختیم
نفی گشتن، حبس دیدن، بد شنیدن را به خویشبهر بلع مال شرکت سهل و آسان ساختیم
مال مردم خوردن از اسلام باشد دور و مامال مردم خورده تا خود را مسلمان ساختیم
خواندن اسناد شرکت رفتمان از یاد، لیکاز نماز و ذکر، جن را مات و حیران ساختیم
لایق ریش سفید ما کزین نامردمیملک خود را ریشخند خلق دوران ساختیم
دولت مشروطه چون املاک ما توقیف کردما برایش دفتری از کذب و بهتان ساختیم
ورنه این ایران همان باشد که ما خود از نخستزین تقلبها بنایش پاک ویران ساختیم
می کند صاحب سند ده پنج پول خود طلبگوئیا ما از برایش زر در انبان ساختیم
مبلغی دستی به ما باید دهد صاحب سندزانکه ما موضوع شرکت را دگرسان ساختیم
... شرکت گشت از ... تقلب چاک و ماخویش را چون خایهٔ حلاج لرزان ساختیم
خشتک ما را اگر گیتی برون آرد رواستزانکه الحق بهر فاطی خوب تنبان ساختیم