گنج

شمارهٔ ۱۴۵ - ای ملک

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ابستایملک۱۲ بیت
ملک ایران سر بسر در انقلاب است ای ملککشور جمشید و افریدون خرابست ای ملک
جنبشی با خاطر بیدار، کاندر ملک مامسکنت بیدار و آسایش به خوابست ای ملک
قبضهٔ شمشیر شاهان عجم‌، در دست تستتاکی این تیغ مبارک در قرابست ای ملک
تا جوانی هست از شاهنشهی دریاب کامزانکه شاهی و جوانی دیریابست ای ملک
آتشی در پنبه پنهانست‌، این دانیم ماخاطر ما زین سبب در التهابست ای ملک
حاسدان ملک را در آستانت راههاستشه‌ پرستان را از آن درگه جوابست ای ملک
ما به جز بیداری شه‌مان نباشد آرزودل گر از این آرزو جوشد، مصابست ای ملک
شه ز حضرت رادمردان را به معنی دورکردوانکه باید دور بودن در جنابست ای ملک
شاه راگفتند تا بندد زبان دوستاندشمنان را این نخستین فتح بابست ای ملک
دشمن خسرو به خسرو داده پندی ناگوارکش دورویه‌، سود افزون از حسابست ای ملک
نیک باید دید تا سررشته نگریزد ز دستپادشاهی رشته‌ای پرپیچ و تابست ای ملک
ما و حکم شاه و قلبی سربسر بر مهر شاهسر نپیچدکس گرت رای عتابست ای ملک