گنج

شمارهٔ ۱۳۴ - در وصف انگور

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ور۱۳ بیت
انگور شد آبستن هان ای بچهٔ حوربرخیز و به گهواره فکن بچهٔ انگور
آن بچهٔ نوزاده فروگیر که مادرششش ماه فرو خفته درآغوش مه و هور
اکنون شده آبستن و برگردش هر روزچون قابلگان آمده یک قافله زنبور
این قابلگان قابلگی نیک ندانندهان خیز و ز بسترش یکایک را کن دور
سختم عجب آید که چنین کودک چون زادزان تیره رخ خستهٔ مستسقی رنجور
وین نیز عجب‌تر که به یک زادن چون گشتستخوانش بگسیخته و جلدش مبثور
وآنگاه سر از خاکش برگیر به نرمیچونان که نگردد شکم و پشتش ناسور
زان پس به یکی بستر سنگینش درافکنو زپشت و برش دورکن آن کودک مستور
خود گرچه به مادرش ستم خواهد رفتنلیکن تو دربن کار مصابستی و مأجور
وان طفل به گهواره درافکن به دو سه ماهچونان که به گهواره درون گردد محصور
آن طفل نکوروی که از روشن رویشچون روز برافروخته گردد شب دیجور
آنگه که به نیرو شود و روی فروزدزو وام کند رضوان رنگ دو لب حور
وانگه که به بلور فرود آرد ساقیشچون کان عقیق یمنی گردد بلور