گنج

شمارهٔ ۱۳۲ - تجدید مطلع (در توصیف مازندران)

خوشست اکنون اگر جویی به آبسکون گذار اندر سوی مازندران تی و برگیری قرار اندر
گهی بر ساحل دریا بخوید و مرغزار اندرگهی بر طرف بابل رود با بوس و کنار اندر
گهی غلطیده درگردونه‌های برق‌سار اندرگهی بنشسته بر تازی کمیت راهوار اندر
خوشا مازندران ویژه پاییز و بهار اندربه خاصه طرف آبسکون بدان دریاکنار اندر
زمینش سال‌ و مه سبز و گل اندر وی به‌ بار اندرهمیشه بلبلانش مست در لیل و نهار اندر
دمد انجیر بن‌ها بر چنار و بر منار اندردرختی بر درختی روید و آید به بار اندر
تذرو جفت گم کرده خروشان بر چنار اندرکشیده هر طرف گردن پی دیدار یار اندر
«‌هراز» بانگ زن پوید بدان خرم دیار اندربه کردار طراز سیم بر نیلی شعار اندر
خروشش گوش کر سازد به ‌بانگ رعد سار اندربغلطاند تن پیل ژیان را بر گدار اندر