غزل شمارهٔ ۹
آنها که ربودهٔ الستنداز عهد الست باز مستند
تا شربت بیخودی چشیدنداز بیم و امید، باز رستند
چالاک شدند، پس به یک گاماز جوی حدوث، باز جستند
اندر طلب مقام اصلیدل در ازل و ابد نبستند
خالی ز خود و به دوست باقیاین طرفه که نیستند و هستند
این طایفهاند، اهل توحیدباقی، همه خویشتن پرستند