گنج

شمارهٔ ۴۹ - و له قطعه

قافیه: اوه۱۱ بیت
ایا خان زمان، کز بیم خشمت؛کند بهرام خون آشام لاوه
پی اندود ایوان تو کیوانکشد از ماه نو بر دوش ناوه
چو خواند خطبه ی جاه تو برجیسعلا گردد ز آغازش علاوه
تند خورشید، از خط شعاعیبرای بند شمشیرت کلاوه
چو لیلی، هر شبت تا بر شبستاننهد ناهید ازین مشکین کجاوه
بود کمتر دبیر مجلست تیربچشمش گر ز خور نبود غشاوه
روان کردم پیاده قاصدی دوشسپهرش گر نه باز آرد ز آوه
پیامی چند از من سویت آوردطمع دارم که نشماریش یاوه
نهی گر نامه ام بر سر، عجب نیست؛که شد چتر فریدون نطع کاوه
جوابی درخورش ده تا نگوید:معاذ الله من تلک القساوه
مبادا از خوی شرمش چو آیدشود صحرای قم، دریای ساوه