شمارهٔ ۳۲
کسی را چون به بیدادت شکی نیستهزارت دوست بود اکنون، یکی نیست
بدشت عشق، صیادی است؛ کش دامتهی هرگز ز صید زیرکی نیست
کسی کش صبر بسیار است داندکه جور خوبرویان، اندکی نیست
ندانم، از که خوردم زخم؛ امابه ترکش جز تو کس را ناوکی نیست
بتن جایی ندارد آذر پیرکه به روی جای سنگ کودکی نیست