شمارهٔ ۲۵
وصل، که در هر نفسم آرزوست؛جز تو نه از هیچکسم آرزوست
تا تو بمجمل شنوی ناله امهمنفسی با جرسم آرزوست
وصل تو گر در نفس آخر استاز همه عمر، آن نفسم آرزوست
نغمه سرای چمنم سالهاستناله ی کنج قفسم آرزوست
داد رس من نشود هیچ کسغیر تو گر دادرسم آرزوست
زان سرکو کاهل هوس ساکنندرفتن اهل هوسم آرزوست
بلبلم آذر بگلستان عشقسوختن خار و خسم آرزوست