گنج

شمارهٔ ۱۸۳

قافیه: یکردی۵ بیت
غم نیست دلا در دی، گر توبه ز می کردی؛بشکن، چو بهار آمد، هر توبه که دی کردی
گفتی: کنمت رحمی، کردی؛ چو زغم کشتی!ای سست وفا دیدی، کی گفتی و کی کردی؟!
نه کرد و نه خواهد کرد، آتش به نی ای مطرب؛کاری که تو با جانم، از ناله ی نی کردی
تا دل ز غمت دم زد، کشتیش؛ کنون بنگرجرمی که زوی دیدی، ظلمی که بوی کردی!
تا کی بجهان جویی، افزونی عمر آذرخود گوی چه افزودت، این عمر که طی کردی؟!