شمارهٔ ۱۷۳
کو خضر راهی؟ کز خیل آن ماهوامانده ام پس، گم کرده ام راه!
از دل صبوری، هنگام دوریباور ندارم، والله بالله!
ریزد چو جیحون، خیزد چو گردوناز دیده ام اشک، از سینه ام آه!
جانها فدایت، تا چیست رایت؟!جنگ تو دلکش، صلح تو دلخواه!
کی از کمندم، افتد به بندم؟!آن صید وحشی، این رشته کوتاه!
افغان ز گفتن، آه از نهفتن؛مسکین گدایی، کو رنجد از شاه!
دشمن بدلبر، همبزم و؛ آذرجان میسپارد بیرون درگاه