گنج

شمارهٔ ۱۵۵

قافیه: ون۵ بیت
فزود هر نفسم عشق، کز خط شبگون؛فزود روزبروز آن جمال روز افزون
چو نیست تاب فراقم، مرو که گر برویز اشک من همه چا پای مینهی در خون
بحیرتم ز دل تنگ خود، که هر که نشستدر آن خرابه، از آنجا نمیرود بیرون!
کسی که نیست ز یارش جدا چه میداندکه از جدایی لیلی چه میکشد مجنون؟!
فغان که نیست مرا بیشتر ز یکدل و توبیک نگاه بری از هزار دل افزون