شمارهٔ ۱۰۲
وفادارا، وفای من نگه دار؛مرا کشتی، عزای من نگه دار
مرا خونریز و دست از کشتن غیربه رسم خونبهای من نگه دار
تهی سازی چو ترکش بر اسیرانخدنگی از برای من نگه دار
دلا، رفتن مرا زان محال استوگر مردم، تو جای من نگه دار!
ز هجر او مرا، ز آه من او را؛نگه دار ای خدای من نگه دار
به هجر من، به وصل دشمن ای دوستمشو راضی، رضای من نگه دار
به پای خود به کویت آمد آذردگر دست از جفای من نگه دار!