گنج

شمارهٔ ۵

۷ بیت
ندیده برده ای از جا، دل رمیدهٔ من راچنان که حسن پیمبر دل اویس قرَن را
به یاد روی تو خوردیم باده ای که ز‌مستینمی کنیم‌ تفاوت عراق و شام و‌ یمن را
حدیث تو به لطافت لبت به حسن عبارتشکست رونق بازار عندلیب و چمن را
دلا مجوی ز دل مردگان، حیات و نشاطیخدا نداده به هر شوره زار در عدن را
حدیث حسن تو گفتن چه سود در بر زاهدمشام او چه ستاید شمیم مشک ختن را
غزل سرایی شیخ ضیا و لطف خدا بینچه قدر نازک و شیوا، ادا نموده سخن را
کشید ناله غریبانه دوش‌ از دل تنگشمگر که یاد نمود آیتی دوباره‌ وطن‌ را