گنج

شمارهٔ ۱۱

۱۰ بیت
ای که چون شمس و قمر طلعت زیباست تو راآیت حسن ازل روی دل آراست تو را
وصف روی تو همین است که استاد ازلآنچنانی که تو خود خواستی آراست تو را
گرنه ای جنت موعود تو ای حور سرشتاز چه رو کوثر لب، قامت طوبی است تو را
طوق و تاج و مه و خورشید تو را شاید و بسکه ز رخ آیت شاهی همه پیداست تو را
نیست روزی که در این شهر دلی گم نشودمخزن گم شده ها زلف چلپاست تو را
شیخ را عاقبت از مدرسه آورد به دیرفتنه ها زیر سر نرگس شهلاست تو را
تا دهی روح به من، لب به تبسم بگشایای که بر کنج لبت خال مسیحاست تو را
هر که بیند رخت از خویش فراموش کنداین چه سری است که در طلعت زیباست تو را
یاد یاران بود ای دوست به دولت پیوندبر همین خلق نکو نیز خدا خواست تو را
آیتی ذکر تو می کرد به هر محفل و بزمشیخ هم معتقد شیوه شیواست تو را