شمارهٔ ۱۰
خوش است موسم اردیبهشت و باغ صفاعلی الخصوص کند یار اگر به عهد وفا
بیا به طرف چمن تا گل از تو شرم بردکه پیش روی تو گل را کم است قدر و بها
بیا که بیشتر از هفته ای نخواهد بوددر این چمن گل و بلبل ز شوق نغمه سرا
شبی که ماه بر اشجار تابد اندر باغچه خوشتر است از دیدار یار ماه لقا
ز درس مدرسه نبود به غیر بحث و جدلبیا به میکده بنگر طریق صلح و صفا
برو طبیب، طبیبم بود خدای که هستبه دست او دل یار و به دست یار شفا
تمیز میدهد آنکس میان عشق و هوسکه همچو آیتی از نور وحی یافت ضیا