گنج

شمارهٔ ۱۲

۱۶ بیت
ز لعل روح فزا، زنده کن دل ما راکن آشکار زلب معجز مسیحا را
گر از عقیق یمانی دلم بدست آریبچین زلف تو بخشم ری و بخارا را
رسید خازن اردیبهشت و ساخت بهشتدوباره از سر نو کوه و دشت و صحرا را
کنون که آتش موسی نموده گل در باغز عکس چهره بر افروز جام صهبا را
مرا که روی تو فردوس و قامت طوبی استچه آرزو کنم ای حور باغ طوبی را
به غیر آهوی چینت نکرده شیر شکاربنازم آن سر زلف و دو چشم شهلا را
چه واقع است که از نغمهٔ غزل ناهیدبه رقص و وجد در آورده چرخ مینا را
هواست مشک فشان تا کدام مشکین مویبه باد داده سر زلف عنبر آسا را؟
کدام ماه یمانی زغیب کرده طلوعکه تازه کرده ز نو داستان سینا را؟
کدام عیسی فرخنده دم ظهور نمودکه داد روح و روانی عظام موتی را؟
کدام یوسف مصری نمود جلوۂ حسنفکند بر سر بازار شور و غوغا را؟
کدام مهدی موعود جلوه کرد که خودگرفت اشرقت الارض روی غبرا را؟
مگر نگار من آن آفتاب حسن و جمالز پرده کرد برون چهره دل آرا را
کسی که دیده ز اعشار حسن او کسریبه نیم جو نخرد تخت و تاج کسری را
نخوانده درس محبت، نبرده راه بدوستکنی چه حکمت اشراق و ابن سینا را
ز شعر آیتی از قند پر شود برجندببین تو در قفسی طوطی شکر خا را