گنج

بخش ۵ - در بیان مخالفت نفس اماره

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۹ بیت
عاقل آن باشد که او شاکر بودو آنگهی بر نفس خود قادر بود
هر که خشم خود فرو خورد ای جوانباشد او از رستگاران جهان
آن بود ابلهترین مردمانکز پی نفس و هوا باشد دوان
وانگهی پندارد آن تاریک رایخواهد آمرزیدنش آخر خدای
گرچه درویشی بود سخت ای پسرهم ز درویشی نباشد خوبتر
هر که او را نفس سرکش رام شداز خردمندان نیکو نام شد
در ریاضت نفس بد را گوش مالتا نیندازد ترا اندر وبال
هر که خواهد تا سلامت ماند اواز جمیع خلق رو گرداند او
مردمان را سر بسر در خواب دانگشت بیدار آنکه او رفت از جهان
آنکه رنجاند ترا عذرش پذیرتا بیابی مغفرت بر وی مگیر
حق ندارد دوست خلق آزار رانیست این خصلت یکی دیندار را
از ستم هر کو دلی را ریش کردآن جراحت بر وجود خویش کرد
هر که در بند دل آزاری بوددر عقوبت کار او زاری بود
ای پسر قصد دل آزاری مکنوز خدای خویش بیزاری مکن
خاطر کس را مرنجان ای پسرورنه خوردی زخم بر جان ای پسر
گر همی خواهی که گردی معتبرنام مردم جز به نیکویی مبر
قوت نیکی نداری بد مکنبر وجود خود ستم بیحد مکن
رو زبان از غیبت مردم ببندتا نه بینی دست و پای خود به بند
هرکه از غیبت زبانش بسته نیستآن چنان کس از عقوبت رسته نیست