بخش ۳۴ - در بیان حاصل شدن چار چیز از چار چیز
چار چیزت بَر دهد از چار چیزنشنود این نکته جز اهل تمیز
هرکه زو صادر شود این چار کاربیند آن چار دیگر بیاختیار
هر که در پایان کاری ننگردعاقبت روزی پشیمانی خورد
هر که نکند احتیاط کارهابر دلش آخر نشیند بارها
هر که او استیزه با سلطان کندکار خود را سر بهسر ویران کند
هرکه او یاغی شود با پادشاهروز او چون تیرهشب گردد سیاه
هر که گشت از خوی بد ناسازگاردوستان از وی کنند بیشک فرار