بخش ۳۳ - در صفت چار چیز که از چار چیز دیگر میآید
حاصل آید چار چیز از چار چیزیاد دار از این نکته از من ای عزیز
خامشی را هر که سازد پیشهایدر جهان نبود ز کس اندیشهای
از سخاوت مرد یابد سروریشکر، نعمت را دهد افزونتری
گر سلامت بایدت خاموش باشگشت ایمن هر که نیکی کرد فاش
هر که او ساکت شد و خاموش کرداز سلامت کسوتی بر دوش کرد
گر همیخواهی که باشی در امانرو نکویی کن تو با خلق جهان
هر کهرا عادت شود جود و کرمدر میان خلق گردد محترم
هر که کار نیک یا بد میکندآن همه میدان که با خود میکند
ای برادر بندهٔ معبود باشتا توانی با سخا و جود باش
باش از بخل بخیلان بر حذرتا نسوزد مرا ترا نار سقر