بخش ۳۵ - در بیان چار چیز که آدمی را شکست آرد
آدمی را چار چیز آرد شکستبا تو گویم گوش دار ای حقپرست
دشمن بسیار و وام بیشمارشغل بیحد و عیال بی قطار
وای مسکین که غرق وام شد!هر دمی از غصه خونآشام شد
هر کهرا بسیار باشد دشمنشخیره گردد هر دو چشم روشنش
هر کهرا اشغال بسیارش بوددر زمانه زاریِ کارش بود