گنج

بخش ۲۹ - در بیان چار چیز که چار چیزِ دیگر را می‬‌زاید

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۰ بیت
ای پسر هر کس که دارد چار چیزچارِ دیگر هم شود موجود نیز
عاقبت رسوایی آید از لجاجخشم را نکند پشیمانی علاج
بی‌گمان از کبر خیزد دشمنیحاصل آید خواری از کاهل‌تنی
چون لجوجی در میان پیدا شودبنده از شومی او رسوا شود
خشم خود را چونکه راند جاهلیجز پشیمانیش نبود حاصلی
هرکه کرد از کبر بالا گردنشدوستان گردند آخر دشمنش
کاهلی را هرکه سازد پیشه‌ایآید از خواری به پایش تیشه‌ای
خشم خود را گر فرو نخورد کسیعاقبت بیند پشیمانی بسی
هرکه او از تنبلی باشد بلیدبر قفایش شاید ار سیلی رسید
هرکه او افتاده‌ای تن‌پرورستنیست انسان کمتر از گاو و خرست