بخش ۳۰ - در چار چیز که کم بقا دارد
چار چیز ای خواجه کم دارد بقاگوش دار ای مؤمن نیکولقا
جور سلطان را بقا کمتر بودپس عتاب دوستان خوشتر بود
دیگر آن مِهری که باشد از زنانبیبقا چون صحبت ناجنس دان
با رعیت چون کند سلطان ستممر ورا باشد بقا در مُلک کم
گر تو را از دوستان آید عتابکم بقا دارد چو خط بر روی آب
گرچه باشد زن زمانی مهربانچون کم آید بهره بگشاید زبان
چون به ناجنسان نشیند آدمیکمترک بیند از ایشان همدمی
زاغ چون فارغ ز بوی گل شودنفرتش از صحبت بلبل شود
صحبت ناجنس جانکاهی بودجمله را زین حال آگاهی بود
چون تو را ناجنس آید در نظرای پسر چون باد از وی درگذر