گنج

بخش ۱۵ - در صفت بدبختی

چارچیز آثار بدبختی بودجاهلی و کاهلی سختی بود
بی کسی و ناکسی هرچار شدبخت بد را این همه آثار شد
هر که در بند عبادت می‌شودبی شک از اهل سعادت می‌شود
آنکه در بند عبارت می‌شودبی شک از اهل خسارت می‌شود
بر هوای خود قدم هر کو نهادمی‌تواند کرد با نفسک جهاد
هر که سازد در جهان با خواب و خوردر قیامت نبودش ز آتش گذر
روی گردان از مراد و آرزوپس بدرگاه خدا آور تو رو
کامرانی سر بناکامی کشدمرد ره خط در نکونامی کشد
امر ونهی و حق چوداری ای وحیدپس مرو بروایهٔ نفس پلید
امر و نهی حق ز قرآن گوش دارجای شادی نیست دنیا هوش دار
هر که ترک کامرانی می‌کندبر خلافش زندگانی می‌کند