بخش ۱۶ - در صفت ریاضت نفس و ترک دنیا
گر همی خواهی که گردی سر بلندای پسر بر خود در راحت ببند
هر که بربست او در راحت تمامباز شد بر وی در دار السلام
غیر حق را هر که خواهد ای پسرکیست در عالم ازو گمراه تر
ای برادر ترک عز و جاه کنخویش را شایسته درگاه کن
خوار گردد هر که گردد جته جویای برادر قرب این درگاه جوی
عز و جاهت سوی پستی میکشدمرا ترا بر تن پرستی میکشد
نفس در ترک هوا مسکین بودگوشمال نفس نادان این بود
چون دلت بر یاد حق ایمن بودنفسک اماره هم ساکن بود
هر که او را تکیه بر صانع بوددر جهان با لقمهٔ قانع بود
اکتفا بر روزی هر روزه کنگر نداری از خدا دریوزه کن