بخش ۱۱ - غزل
ای پر آتش داشته پیوسته دلهر شکایت کان ز ما داری بهل
بار عشق روی ما برجان منهتا نگردی در غم هجران خجل
چشم راهی میکشم زوتر بیاالعجل ای یار زیبا العجل
پای ما چون سرو بستان ز انتظارهست یا سودات تا زانو بگل
با صبا همراه شو هنگام صبحگر شکایت نیستت ازما بدل
بر سر پیمان و عهدت آمدمتا نگوئی دیگرم پیمان گسل
متصل میباش با ما روز و شبراز دار ما شو و شو متصل
روی من میبینی که از خوبی گذشتاز جمال خوبرویان چگل