بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
بود خوش دیوانهٔ در زیر دلقگفت هر چیزی که در وی ماند خلق
علتست و من چو هستم دولتیمیرسم از عالم بی علتی
از ره بی علتیم آورده انددر جنون دولتیم آورده اند
لاجرم کس را به سرّم راه نیستاز جنونم هیچ جان آگاه نیست
هرکه در بی علتی حق فتاددر خوشی جاودان مطلق فتاد
هرچه دید و هرچه بر وی رفت نیزخوش شمرد آن جمله چون جان عزیز