گنج

بخش ۷ - الحكایة و التمثیل

رفت سنجر پیش زاهر ناگهیگفت از وعظیم ده زاد رهی
شیخ زاهر گفت بشنو این سخنچون شبانت کرد حق گرگی مکن
خانهٔ خلقی کنی زیر و زبرتا براندازی سرافساری بزر
خون بریزی خلق را در صد مقامتا خوری یک لقمهٔ وانگه حرام
خوشه چین کوی درویشان توئیدر گدا طبعی بتر زیشان توئی