گنج

بخش ۵ - الحكایة و التمثیل

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۲ بیت
کاملی گفته‌ست آن بیگانه راکاخر ای خر چند روبی خانه را
چند داری روی خانه پاک توخانه چاهی کن برافکن خاک تو
تا چو خاک تیره برگیری ز راهچشمهٔ روشن برون جوشد ز چاه
آب نزدیکست چندینی متابچون فرو بردی دو گز خاک اینت آب
کار باید کرد مرد کار نیستورنه تا آب از تو ره بسیار نیست
ای دریغا روبهی شد شیر توتشنه میمیری ودریا زیر تو
تشنه ازدریا جدائی میکنیبر سر گنجی گدائی میکنی
ای عجب چندان ملک در دردورنجبر سر گنجند و میجویند گنج
تا نیامد جان آدم آشکارره ندانستند سوی کردگار
ره پدید آمد چو آدم شد پدیدزو کلید هر دو عالم شد پدید
آنچه حمله عرش میپنداشتندتا بتوفیق خدا برداشتند
آن دل پر نور آدم بود و بسزانکه آدم هر دو عالم بود و بس