بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۷ بیت
آن یکی دیوانه بر گوری بخَفتاز سرِ آن گور یک دم مینرفت
سائلی گفتش: «که تو آشفتهایجملهٔ عمر از چه اینجا خفتهای
خیز سوی شهر آی، ای بیقرار!تا جهانی خلق بینی بیشمار»
گفت: «این مُرده، رهم ندهد به راههیچ -میگوید- مرو زین جایگاه
زآنکه از رفتن رهت گردد درازعاقبت اینجات باید گشت باز
شهریان را چون به گورستانست راهمن چه خواهم کرد شهری پرگناه
میروم گریان چو میغ از آمدنآه از رفتن! دریغ از آمدن!»