گنج

بخش ۸ - الحكایة و التمثیل

بر زفان میراند یحیی بن المعادکای خداوندان علم و اعتقاد
قصرهاتان هست یکسر قیصریخانه هاتان کسروی نه حیدری
جامه هاتان جمله خاتونی شدهمرکبانتان جمله قارونی شده
رویهاتان گشته ظلمانی همهخویهاتان جمله شیطانی همه
هم عروسیهای فرعونی کنیدماتم گبرانه صد لونی کنید
هم بعادتهای شدادی دریدهم به کبر و نخوت عادی درید
این همه دارید و هم زین بیش نیزاحمدی تان نیست آخر هیچ چیز
روز و شب مشغول رسم و کار و بارنیستتان با دین احمد هیچ کار