بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
کشتئی آورد در دریا شکستتختهٔ زان جمله بر بالا نشست
گربه و موشی بر آن تخته بماندکارشان با یکدگر پخته بماند
نه ز گربه بیم بود آن موش رانه بموش آهنگ آن مغشوش را
هر دو تن از هول دریا ای عجبدر تحیر باز مانده خشک لب
زهرهٔ جنبش نه و یارای سیرهر دو بیخود گشته نه عین و نه غیر
در قیامت نیز این غوغا بودیعنی آنجا نه تو و نه ما بود
هیبت این راه کار مشکلستصد جهان زین سهم پرخون دلست
هرکه او نزدیک تر حیران ترستکار دوران پارهٔ آسان ترست