گنج

بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیل

طالبی را کاو طلب می‌کرد رازگفت یک روزی اویس پاکباز
روی آن دارد که تو در راه بیمتا که جان داری چنان باشی مقیم
کاین همه خلق جهان را آشکارگوییا تو کشتهٔ از درد کار
تا نباشد این چنین دردی تراننگ باشد خواندن مردی ترا