بخش ۲۲ - در شعر گوید
شعر و عرش و شرع از هم خاستندتا دو عالم زین سه حرف آراستند
نور گیرد چون زمین از آسمانزین سه حرف یک صفت هر دو جهان
آفتاب ار چه سمایی گشته استدر سنا جنس سنایی گشته است
از کمال شعر و شوق شاعریچرخ را بین ازرقی و انوری
باز کن چشم و ز شعر چون شکراز بهشت عدن فردوسی نگر
شعر را اقبال جمشیدی ببینمهر را شمسی و خورشیدی ببین
ور ز بالا سوی ارکان بنگریهم شهابی بینی و هم عنصری
ور درین علمت کند شاهی هوسعلم اگر در چین است خاقانیت بس
چون بهشت و آسمان و آفتابچون عناصر باد و آتش خاک و آب
نسبتی دارند با این شاعرانپس جهان شاعر بود چون دیگران