گنج

بخش ۷۶ - در مناجات بدرگاه حضرت قاضی الحاجات عرض میکند

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۳ بیت
ای تو سلطان و کریم لایزالبی‌مثال و ذات پاکت بی‌زوال
ای ترا آدم شده جویا مدامبوده اوبا نور تو بینا مدام
ای ترا خود شیث بوده راز دانوی ترا ادریس بوده درس خوان
ای تو داده نوح را کشتی حلموی ز تو هم یافته جرجیس علم
ای ز تو دیده‌ست ابراهیم آنحکم قربانی و بشنیده بجان
ای تو با اسحق داده رحمتیوی تو داده هود را خوش نعمتی
ای درون نغمهٔ داود توای درون آتش نمرود تو
ای نشانده خود سلیمان را به تختهم زکریا گشته زارّه لخت لخت
ای به یوسف همره و یعقوب زارکو زهجرش کرده خود راسوگوار
ای درون کلبهٔ احزان شدههم به یوسف در چه زندان شده
ای شده یعقوب را چون جان عزیزای به به یوسف داده خود ملک عزیز
ای به یوسف بر سر تخت آمدهوی بکنعان طالع و بخت آمده
ای زلیخا را فکنده خوار توکرده از عشق جوانی زار تو
ای شعیبی راز تو علم و ضیاداده موسی را بمعنی تو عصا
ای بداده صالح خود را صلاحای نبوّت داده با او در صباح
ای ز ذوالکفل آب رحمت خواستهجنّتی از بهر او آراسته
ای بداده درد و صبر ایّوب راعاقبت داده است دردش را دوا
ای که او را درد تو درمان بودمهر حب تو در ایمان بود
ای بداده ارمیارا جام عشقیافت از یوشع بلندی نام عشق
ای تو با الیاس و خضر راهبروی ز روح الله جان داده خبر
ای باحمد گفته خود اسرارهاوی باحمد بوده در عین صفا
ای تو با حیدر بمعنی آمدهوی بهر دو کون بیناآمده
ای باحمد هم سر و هم تاج توای باحمد در شب معراج تو