بخش ۵۱ - بیان سر لو کشف نمودن علی علیه السلام و به عین الیقین، عالم بعلوم آن بودن
آن امیری کو بود در راه حقبرده از کلّ خلایق او سبق
خوانده او علم لدنی را تمامبوده او در علم معنی با نظام
گفت چون حق را بدیدم در یقینگشت کشف من همه اسرار دین
چونکه علمت یافت حق را در عیاندان که حق با تست در معنی نهان
گر ببیند آنچه من هم دیدهامیکسره و بیش و نه کم دیدهام
سرّ غیبی بر دلم گشته عیانگرچه هست از دیدهٔ هر کس نهان
از نهان و آشکارا حاضرمبر زمین و آسمانها ناظرم
چون بدیدم حق نبینم هیچ غیرغیر را در این معانی نیست سیر
من بباطن دیدهام حق را یقیندیده بگشا و بمن حق را ببین
من بعین عین خود حق بین شدمز آن باهل بغی اندر کین شدم
هرکه از فرمان من سر تافتهاو وجود خویش بی سر یافته
هرکه با حق راست رفت ایمان بردورنه از شمشیر من کی جان برد
داده حق بر من بقدرت ذوالفقارتاکشم از جان بیدینان دمار
من بغیر از حق نبینم هیچ چیززآنکه او بخشیده ما را این تمیز
هرچه حق گفته است من آن کردهامغیر حق را جمله ویران کردهام
ای برادر راه حق چون شاه روزآنکه او در راه حق بُد پیش رو
رو چو او دین محمّد را بگیرتا شود روز پسینت دستگیر